روانشناسی و سلامت روان

روانشناسی و سلامت روان

شیشه چیست و چگونه درمان کنیم :

قبل از اینکه درمورد شیشه صحبت کنیم بهتر است بصورت خلاصه اشاره ای به نحوه کار مغز و سیستم اعصاب مرکزی داشته باشیم.

 در سیستم اعصاب مرکزی،  سلولها یا رشته های عصبی بصورت مستقم به هم متصل نیستند. بلکه بین انتهای سلول قبلی با ابتدای سلول بعدی فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به این فضا در اصطلاح پزشکی سیناپس می گویند.

 برای اینکه یک سلول عصبی بتواند پیامی را به سلول دیگر انتقال دهد باید از انتهای خود ماده ای به داخل این فضای کوچک ترشح کند.( به این ماده در اصطلاح پزشکی نوروترنسمیتر می گویند) این ماده بر روی گیرندهایی که در ابتدای سلول بعدی قرار دارند می نشیند و به این ترتیب پیام منتقل می شود.  در سیستم عصبی نوروترنسمیترهای زیادی وجود دارند که ترشح هرکدام منجر به علایم خاصی می شود.

 دوپامین و سروتونین دو نوروترنسمیتری عمده ای هستند که سوء مصرف شیشه یا مواد محرک باعث افزایش ترشح آنها در مغز می گردد و اختلال در نسبت ترشح آنها  در ایجاد بیماری هایی مانند افسردگی یا دوقطبی نقش اساسی را بازی می کند.

و اما داستان شیشه.....

شیشه ای که در حال حاضر در بازار قاچاق مواد محرک ایران وجود دارد  بیشتر بصورت کریستال های ریز ( مانند شکراست که در تکه های کوچک یک لوله پلاستیکی ( نی نوشابه) جاسازی شده و سر و ته آن بسته می شود. این ماده به شکل های دیگری از جمله بلور های شفاف و تیز و.... نیز عرض می شود.

 قاچاقچیان مواد با این شعار که: شیشه حاوی مورفین نیست پس اعتیاد آور نیست مصرف آنرا تبلیغ می کنند و متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاه خواسته یا ناخواسته در دام این ماده محرک گرفتار می شوند.

 واقعیت اینست که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیاد آور است بطوریکه در بسیاری از مقالات پزشکی قدرت اعتیاد زایی آنرا بیشتر از مواد محرکی مانند کوکائین می دانند.

بخاطر داشته باشیم که در حال حاضر درمان اعتیاد به شیشه و مواد محرک مشکل ترین درمان در زمینه درمان  سوء مصرف مواد است.

این ماده به چهار صورت کشیدنی، استفاده از طریق بینی، خوردنی یا تزریق ممکن است مورد سوء مصرف قرار گیرد. برای کشیدن آن از پایپی شیشه ای که مخصوص اینکار است، لامپ، چراغ خودرو و .... استفاده می کنند.

شیشه از ترکبات آمفتامین یا مت آمفتامین در آزمایشگاههای غیر قانونی ساخته می شود. قرص اکستاسی نیز از ترکیبات همین مواد است. شیشه در حقیقت هیدروکلراید مت آمفتامین است که علاوه بر شیشه به آن آیس یا کریستال هم گفته می شود. البته در استانهای شرقی کشور به کراک هم کریستال می گویند!

سوء مصرف شیشه ترشح دوپامین، سروتونین و نور اپی نفرین را در سیناپسهای عصبی در مغز به شدت افزاش می دهد و منجر به تحریک سلولهای مغز  می شود. شخصی که به سوء مصرف شیشه روی می آورد در ابتدا علایم بسیار خوبی را تجربه می کند.

در ابتدا سوء مصرف شیشه باعث می شود که تجربه های لذت بخش با شدت بیشتری احساس شوند. فرضا اگر شما از شنیدن یک موسیقی لذت می برید و محو آن می شوید شخصی که ماده محرک استفاده کرده است بر روی نت های آن موسیقی پا می گذارد و همراه با آن به پرواز در می آید!! 

 قدرت تمرکز و اعتماد به نفس در چنین فردی به شدت بالا می رود، خطر را از خود دور می داند. ( به قول معروف دل و جراتش زیاد می شو د) حال تصور کنید چنین فردی در حال رانندگی چه وضعیتی خواهد داشت! بخاطر جرات زیاد فاصله ایمن را در نظر نمی گیرد. با سرعت زیاد از یک وجب جا سبقت گرفته، جاده را محیط خطرناکی برای خود و دیگران می کند! معمولا این افراد توسط پلیس دستگیر می شوند. اگر هم تصادف کنند تصادف های مرگباری خواهند داشت.

 بسیار مهربان و صمیمی می شوند! خلاقیتشان زیاد می شود! شخصی که تا دیروز نمی توانست یک خط شعر حفظ کند شاعر می شود و شعر می گوید! بسیار دست و دلباز می شوند بطوریکه براحتی می توان از آنها پول یا چک گرفت! پس احتمال سوء استفاده مالی از این افراد وجود دارد!

در ابتدا حتی ممکن است وضعیت اقتصادی این افراد بهتر شود! این درست مانند آنست که بیمار وامی با بهره زیاد به خودش می دهد و احساس می کند ثروتمند شده است ولی وقتی این وام را پس می دهد بشدت فقیر و بی چیز می شود!

مصرف حتی مقدار کم شیشه منجر به بی خوابی می شود: شب تا صبح نمی خوابد دایم در حال عوض کردن کانال تلویزیون  یا گوش کردن موسیقی است! بی قرار می شود و یک جا دوام نمی آورد! اشتها به شدت کاهش پیدا می کند! یکی از مواردی که اطرافیان به شخص مشکوک می شوند کاهش وزن شدید و کم خوابی است!

 با مصرف زیاد؛ تنفس و ضربان قلب افزایش یافته،  طپش قلب پیدا می کنند. فشار خون  و دمای بدنشان بالا می رود و احساس گرما می کنند پس زیاد آب می خورند!  ضربان قلب نامنظم می شود. بشدت تحریک پذیر و پرخاشگر  می شوند و ممکن است دست به هر خشونتی بزنند. اضطراب، گیجی، لرزش اندامها،  تشنج و در نهایت ایست قلبی و مرگ هم از دیگر عوارض سوء مصرف شیشه است.

سوء مصرف طولانی مدت شیشه منجر به ایجاد بدبینی شدید، خشونت، کاهش شدید  حافظه، توهم های شنوایی و بینایی، سایکوز ( جنون آنی ) و بسیاری اختلالات عصبی دیگر  و در نهایت مرگ می شود. اینها توهم های جالبی هم دارند! ممکن است رنگ ها را بشنوند و صداها را ببینند!

متاسفانه شیشه شخص را در وضعیتی قرار می دهد که تمایل به درمان ندارد و شاید این مصیبت بار ترین تاثیر شیشه بر مغز باشد که درمان و پیگیری این افراد را مشکل کرده است!

به علت ترشح زیاد نوروترنسمیتر ها، بعداز اندک زمانی انتهای اعصاب مغز تحلیل رفته و مغز نمی تواند روند طبیعی خود را داشته باشد و بیمار  نه اینکه علایم خوبی تجربه نمی کند بلکه فقط بخاطر ترس از عوارض ترک شیشه که مربوط به کارکرد ضعیف مغز است اقدام به سوء مصرف آن می نماید!

بخاطر داشته باشیم که اعتیاد به مواد در هر نوع آن که باشد در ابتدا با تجربه های بسیار لذت بخشی همراه است بصورتی که شخص اعتقاد پیدا  می کند  که می تواند بصورت کنترل شده مواد را مورد سوء مصرف قرار داده و از تجربه های لذت بخش آن برخوردار شود! غافل از اینکه ثابت شده است که مصرف حتی مقدار کم مواد مخدر یا محرک ساختمان مغز و کارکرد آنرا بطور هم زمان تغییر می دهد که صحبت در مورد آن از حوصله این بحث خارج است.

همچنان که گفته شد در حال حاضر درمان مواد محرک از جمله شیشه از مشکل ترین درمان های سوء مصرف مواد است که توسط یک تیم مجرب صورت می گیرد. برای درمان،  بر اساس مدت، مقدار، نوع و روش مصرف ممکن است فرد نیاز به درمان دارویی یا بصورت بستری و یا بصورت سرپایی داشته باشد. بعد از آن اختلالات روانپزشکی بیمار باید توسط روانپزشک آشنا به درمان سوء مصرف مواد مورد بررسی و درمان قرار گیرد و بدنبال آن یا هم زمان آموزش خانواده، آموزش مهارت های بهبودی اولیه و پیشگیری از بازگشت و رفتار درمانی انجام شود.

 

اگر بخواهیم درمان نگهدارنده با متادون را به زبان ساده توضیح دهیم باید در یک جمله بگوییم:

درمان نگهدارنده با متادون یعنی اعتیاد برنامه ریزی شده به متادون تحت نظر پزشک بجای اعتیاد به مواد مخدر كه منجر به قطع آسيب بيشتر به بيمار و خانواده او مي شود.

بسیار بسیار باعث تاسف است که اکثر قریب به اتفاق بیماران و خانواده های آنها در مواردی که پای درمان نگهدارنده یا طولانی مدت با متادون به وسط می آید از پذیرش آن امتناع می کنند و  آنرا با اکراه می پذیرند!

پسر خانواده در حال تزریق روزی چند گرم کراک و دچار هپاتیت هم شده و ممکنه با تزریق بعدی ایدز هم بگیره ولی تا صحبت از درمان نگهدارنده با متادون می شه مادرش می گه: آقای دکتر من نمی خوام پسرم معتاد به قرص بشه!

نفر بعدی چند بار کمپ خوابیده و چند بار سم زدایی یک روزه و چند روزه کرده و مراجعه می کنه و میگه آخرین باریه که دیگه دنبالش می رم بازم سم زداییش می کنی بازم می ره دنبالش! وقتی با خانوادش یا خودش صحبت از درمان نگهدارنده با متادون می کنی می گه: دکتر من هنوز انقدر معتاد نشدم که بخوام این همه قرص بخورم! تازه شنیدم قرص متادون ترکش خیلی سخته! متاسفانه در بسیاری از موارد خانواده بیمار هم با او یکصدا شده و او را تایید می کنند!

مشکل اینجاست که بسیاری از خانواده ها در اولین برخورد با مساله اعتیاد در مورد پیچیدگی های وابستگی روانی آن اطلاع چندانی ندارند و از این جهت می توان به آنها حق داد که این درمان را نپذیرند.

همیشه اطرافیان بیمار تصور می کنند با  تشویق های سطحی و حتی دروغین مشکل بیمار را حل کرده اند! کاش موضوع به همینجا ختم می شد! در بسیاری از موارد هم همین افراد از پزشک درمانگر می خواهند که با آنها همصدا شده و به قول معروف به بیمار انرژی مثبت دروغین بدهد.

نمی خواهم زیاد وارد این مقوله بشوم فقط با یک مثال می توانم از این موضوع بگذرم که تعریف کردن و دادن وعده های الکی به بیماران در این شرایط درست مانند آنست که به مادری که فرزندش را به سربازی می فرستد با این جملات روحیه دهیم که نگران نباش تو توانایی تحمل مرگ فرزندت را داری! اینکه چیزی نیست تو حتی اگر بخواهی می توانی مصیبت مرگ تمام فرزندانت را نیز تحمل کنی! این در حالی است که بسیار کم اتفاق می افتد که کسی در زمان صلح به سربازی برود و جانش را از دست دهد.

فراموش نکنید که ما نیز به عنوان درمانگران اعتیاد اعتقاد داریم که اعتیاد بیماری است که هر کس می تواند برای تمامی عمر از شر آن خلاص شود

ولی آیا همیشه شرایط ترک داتم وجود دارد؟!

اگر شما یک لوله کش ماهر و زبر دست باشید بدون شک توانایی تعمیر یک لوله شکسته را دارید ولی اگر ابزار و وسایل لوله کشی را در اختیار نداشته باشید آیا می توانید اینکار را انجام دهید؟!

با این وجود چگونه می توانید مطمئن باشید که تمامی شرایط ذهنی روانی عاطفی، جسمی، خانوادگی، محیطی، اجتماعی، فرهنگی و .... همزمان برای بیمار مساعد است تا بتواند برای همیشه از شر مواد خلاص شود!؟

پس وقتی پزشک بعد از مشاوره با بیمار به این نتیجه می رسد که بیمار با شرایطی که دارد کاندید مناسبی برای درمان نگهدارنده با متادون یا ام ام تی ( MMT ) است. مطمئن باشید که بیمار شما از این درمان نفع زیادی خواهد برد.

در قسمت دوم این مقاله دلایل زیادی خواهیم آورد که ام ام تی می تواند برای یک عمر بیمار و خانواده او را از عوارض مربوط به اعتیاد حفظ کند و حتی درمانی قطعی برای اعتیاد باشد.

بیماران زیادی هستند که در مراجعه برای درمان نگهدارنده با متادون ابراز می کنند که در فلان مرکز و بهمان مرکز چندین بار تحت درمان با متادون بوده اند و از روز اول هم متادون در اختیار آنها قرار گرفته است که آنرا به منزل ببرند! به همین خاطر از ما نیز انتظار دارند که همین کار را انجام دهیم!

بسیار جالب است که این افراد به تصور اینکه چیز جدیدی کشف کرده اند می گویند که من سیستم بدن خودم را بهتر می شناسم و بهتر می دانم که چه مقدار متادون مورد نیاز بدن من است! من می دانم که متادون را در چند وعده و چه موقع استفاده کنم که بر روی بدنم تاثیر لازم را بگذارد! عده ای هم هستند که اقدام به خرید متادون از بازار قاچاق می کنند و با مصرف خودسرانه تصور می کنند که خود را تحت درمان نگهدارنده و طولانی مدت با متادون قرار داده اند!

در نهایت ادب و تواضع باید بگوییم این گونه افراد در حال سوء مصرف متادون هستند نه درمان نگهدارنده با متادون!

متاسفانه برخی همکاران پزشک که تجربه زیادی در درمان اینگونه بیماران ندارند خواسته یا ناخواسته ممکن است توجیهات این افراد را بپذیرند و راه را برای سوء مصرف متادون هموار کنند!

مدت زمانی را که طول می کشد تا نصف مقدار متادون خورده شده از بدن خارج شود نیمه عمر متادون می گویند. وقتی برای اولین بار شخص متادون مصرف می کند این زمان بطور متوسط 15 ساعت است. جالب است بدانید که از روز سوم درمان به بعد این زمان افزایش یافته و به 48 ساعت هم می رسد. پس مصرف متادون در چند وعده تنها ممکن است در روزهای اول و دوم آنهم تحت نظارت پزشک منطقی باشد. از روز سوم متادون فقط در یک وعده باید مصرف شود.

مصرف وسواس گونه مواد که در کنار آن به ندرت جایی برای پرداختن به کارهای دیگر باقی می ماند در واقع اساس رفتار اعتیادی است.

شخصی که روزانه 15 بار مواد مخدر تزریق می کند چگونه می تواند فرصت دیگری برای انجام کارهایش داشته باشد؟؟!

مصرف متادون در یک وعده نیز یکی از نکات طلایی درمان نگهدارنده با متادون است که اگر رعایت نشود هیچگاه نخواهیم توانست این رفتار اعتیادی بیمار را تغییر دهیم.

بسیاری از بیماران در ابتدا تصور می کنند که محال است دارویی وجود داشته باشد که با یکبار مصرف آن در روز به مدت حداقل 24 ساعت نیاز به سوء مصرف هیچ ماده مخدر دیگری نداشته باشند. اگر در روند پذیرش بیمار از مشاوره تا شروع درمان راه درست و منطقی را در پیش گرفته باشیم وقتی بیمار برای اولین بار می فهمد که با خوردن متادون در یک وعده واقعا نیاز به سوء مصرف هیچ ماده مخدر دیگری ندارد بقدری ابراز خوشحالی می کند که درمانگر را نیز به وجد می آورد!

حال تصور کنید که درمانگر بی تجربه خارج از پروتکل متادون را در اختیار بیمار قرار دهد؛ در چنین شرایطی دقیقا مانند آنچه در مصرف مواد مخدر اتفاق می افتد بیمار مقداری از متادون را برای روز مبادا پنهان می کند ( جاسازی می کند ) و مابقی را بر اساس میزان لذت بردن از آن استفاده خواهد کرد و اگر از آن لذت نبرد ممکن است به مصرف سایر مواد مخدر نیز پناه ببرد. در اینجا نه اینکه مصرف وسواس گونه مواد را درمان نکرده ایم بلکه در کنار مصرف وسواس گونه مواد، مصرف وسواس گونه متادون را نیز به رفتار های اعتیادی بیمار اضافه کرده ایم!

البته در اینجا مواردی هم وجود دارند که بر اساس پروتکل و تجویز پزشک درمانگر بهتر است متادون بصورت چند وعده ای استفاده شود. یکی از این موارد زنان حامله معتادی هستند که تحت درمان نگهدارنده با متادون می باشند. تنها در چنین مواردی است که بیمار از مصرف متادون بصورت چند وعده ای سود می برد!

تشکر فراوان ازدکتر کفراشی ودیگر درمانگران مرکز درمانی تخصصی اینده

 

[ شنبه دوم مرداد 1389 ] [ 4:58 بعد از ظهر ] [ سید علی حسنلو ]

[ ]